تبلیغات
رمان و داستان

 رمان و داستان

سرود زهر - سهراب سپهری

نویسنده: Scorpion یکشنبه 25 فروردین 1392 دسته بندی :
بیست و دومین و آخرین شعر از دفتر «مرگ رنگ»:



می مكم پستان شب را
وز پی رنگی به افسون تن نیالوده

چشم پر خاكسترش را با نگاه خویش می كاوم‌.

از پی نابودی ام ، دیری است
زهر میریزد به رگ های خود این جادوی بی آزرم
تا كند آلوده با آن شیر
پس برای آن كه رد فكر او را گم كند فكرم‌،
می كند رفتار با من نرم‌.
لیك چه غافل‌!
نقشه های او چه بی حاصل‌!
نبض من هر لحظه می خندد به پندارش‌.
او نمی داند كه روییده است ...

 



هستی پر بار من در منجلاب زهر
و نمی داند كه من در زهر می شویم
پیكر هر گریه‌، هر خنده‌،
در نم زهر است كرم فكرمن زنده‌،
در زمین زهر می روید گیاه تلخ شعر من‌.




برچسب ها : سرود زهر - سهراب سپهری , بیست و دومین و آخرین شعر از دفتر «مرگ رنگ»: , مرگ رنگ سهراب , سرود زهر , سهراب سپهری , شعر نو , شعر سهراب ,

ادامه مطلب ... نظرات :


صفحات جانبی
نویسندگان

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :

    بروزرسانی :

درباره ما

همه جوری هست تو این وبلاگ
رمان
داستان
جک
اس ام اس
و ...

    ایجاد کننده وبلاگ : Scorpion

Page Rank

  • طراحی قالب توسط پارس تولز
  • ParsTools.Com
.CopyRight © 2010 - 2011 razdan Group , All Rights Reserved ©