تبلیغات
رمان و داستان

 رمان و داستان

رمیده - فروغ فرخزاد

نویسنده: Scorpion یکشنبه 25 فروردین 1392 دسته بندی :
نمی دانم چه می خواهم خدا یا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من
چرا افسرده است این قلب پر سوز
ز جمع آشنایان میگریزم
به كنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگیها
به بیمار دل خود می دهم گوش
گریزانم از این مردم كه با من
به ظاهر همدم ویكرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت
بدامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم كه تا شعرم شنیدند
برویم چون گلی خوشبو شكفتند
ولی آن دم كه در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بد نام گفتند
دل من ای دل دیوانه من
كه می سوزی از این بیگانگی ها
مكن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را بس كن این دیوانگی ها



برچسب ها : رمیده - فروغ , رمیده - فروغ فرخزاد , رمیده , فروغ فرخزاد , شعر فروغ فرخزاد , شعر فروغ , شعر نو ,

ادامه مطلب ... نظرات :


صفحات جانبی
نویسندگان

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :

    بروزرسانی :

درباره ما

همه جوری هست تو این وبلاگ
رمان
داستان
جک
اس ام اس
و ...

    ایجاد کننده وبلاگ : Scorpion

Page Rank

  • طراحی قالب توسط پارس تولز
  • ParsTools.Com
.CopyRight © 2010 - 2011 razdan Group , All Rights Reserved ©